تبلیغات
دل تنهای من - دلم چشم انتظاردوست






دل تنهای من

مهر صفا عشق

دلم چشم انتظاردوست

گوش دارد هنوز صدها سخن از او

دل اُمید دارد که او امشب باز آید

شود همدم  چو دگر شب ها
 
 دل بی قرار اُوست

 کجائی  چشم و دل دگر طاقت دوری ندارند

ز  اشک آمد  ز چَشمانم 

رَوَم امشب به می خانه 

شوَم ساقی  ز می نوشان

خورم می با می نوشان

شوم مست و  دیوانه

رَوم  در خواب تو را بینم

که در خواب هدهد سلیمان بینم

که آمد بر بالینم

گفت تو ای سامان چرا این گونه نالانی
 
ز باز آید  او در راه است


(نوشته شده 14آبان ساعت3بامداد)




[ شنبه 14 آبان 1390 ] [ 07:29 ق.ظ ] [ دل تنها ] نظرات



      قالب ساز آنلاین